أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

342

آثار الباقيه ( فارسى )

آذرماه اولين روز آن روز هرمز است و اين روز سوارى كوسه است « 1 » و آن سنتى است مرسوم كه مردى كوسه و خنده‌آور در اين روز بر خرى سوار شود و اين سنت منحصر به مردم فارس است و چون اين روز به علت اهمال كبيسه اشتداد سرماست اين كوسه پارچه‌هايى بر خود پيچيده و جامه‌هاى كهنه مىپوشد تا براى شناخته شدن از جمع مردم علامتى باشد و غذاهاى گرم و مسخن خورده و آشاميدنىهاى تسخين‌آور مىنوشد و تن خويش را با روغن‌هايى كه جلوى سرما را بگيرد چرب كرده سپس بادبيزنى به دست مىگيرد و خود را باد مىزند و مردم به او مىخندند و بر او آب مىپاشند و برف و يخ به سوى او پرتاب مىكنند و او از اعيان و اشراف عطايائى دريافت مىكند و در عصر ما اين رسم در شيراز و برخى ديگر از شهرهاى فارس معمول است و او براى اين كار باجى هم به حكومت مىپردازد . ابو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل مهندس براى من حكايت كرد كه در شيراز ديده است مردى از نگهبانان دولت را كه داراى ريش بلندى بود و به دنبال آن كوسه خرسوار روان بود و مقدارى گل قرمز با خود داشت كه به در هر خانه كه چيزى نمىدادند از اين گل پرتاب مىكرد اين روز را نيز اسال و هاروگان نيز گويند و پادشاهان كيانى آن را بهار جشن مىناميدند و در اين روز بود كه خبر شابحيره رسيد و آنها روباهانى بودند بالدار كه در عصر پادشاهان كيانى مىزيستند و سعادت و خوشى روزگار آنان به اين روباهان بود كه پس از ايشان منقرض شدند

--> ( 1 ) - ابو ريحان در كتاب تفهيم گويد : « برنشستن كوسه چيست : آذرماه بروزگار خسروان اول بهار بوذست و به نخستين روز از دى از بهر فال مردى بيامذى كوسه برنشسته بر خرى ( روى ياء در آن زمان دو نقطه مىگذاشتند كه چنين حرفى امروز در مطابع ما نيست ) و بدست كلاغى گرفته و بباذبيزن بر خويشتن باذ همى زدى و زمستان را وداع همىكرد و ز مردمان بذان چيزى يافتى و بزمانه ما به شيراز همين كرده‌اند بضريبت پذيرفته از عامل تا هرج ستاند از بام‌داذ تا نيم روز بضريبت دهذ و تا نماز ديگر ز بهر خويشتن ستاند و اگر از پس نماز ديگر بيابندش سيلى خورذ از هركس . نقل از تفهيم نسخه موجود در كتابخانه مجلس